دیگه خیلی تاریک شدم.. *پنجره* برای دیدن ...یک *پنجره* برای شنیدن ...یک *پنجره* که مثل حلقه چاه در انتهای خود به قلب زمین می رسد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگ ...یک *پنجره* که دست های کوچک تنهایی را از بخشش شبانه عطر ستاره های کریم سرشار می کند و می شود از آن جا خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد ... یک *پنجره* برای من کافی ست